الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )
76
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )
ديگر اركان اماميه حكايت شده است . دوم ، قرآن كه به صراحت ، امكان تغيير در خود را نفى كرده است ؛ مثل آيه تدبر ( نساء 4 : 82 ) و آيه حفظ ( حجر 15 : 9 ) و آيه عدم روىكرد باطل به آن ( فصلت 41 : 42 ) همچنين روايات فراوانى كه بر وجوب رجوع به قرآن فرمان داده است . سوم ، دليل عقل ؛ قرآن عمود دين و اساس شرع مبين است ؛ زيرا معجزه اسلام و تصديقكننده مقام نبوت تا روز قيامت است . مؤيد آن اين است كه مسلمانان به حفظ و حراست قرآن براساس رسم الخط و ساير ويژگىهايى كه در صدر اول داشته ، توجه تام داشتند . باوجوداين ادله هر آنچه از تحريف قرآن خبر دهد يا بايد تأويل شود يا محكوم به بطلان و فساد است » . « 1 » 14 . گفتار حجت بلاغى ( م 1352 ) . مرحوم بلاغى پس از نقل كلمات بزرگانى همچون صدوق و سيد مرتضى و طوسى و كاشف الغطاء و بهايى و امثال آنان مىگويد : « محدث معاصر ، نورى در كتاب خود فصل الخطاب در جمعآورى رواياتى كه به استناد آنها مدعى كاستى قرآن شده كوشش بسيار نموده و روايات مسند را با روايات مرسل به هم آميخته است . به گمان خود با اين كار تعداد اسناد را افزايش داده است ، يا آنكه شخص متتبع و اهل تحقيق به يقين مىداند كه اين مراسيل از آن مسانيد گرفته شده است . - سپس مىگويد : - رواياتى كه اين محدث يادآور شده است از چند صورت خارج نيست ؛ يا رواياتى است كه به هيچوجه نمىتوان حكم به صحت آنها نمود يا رواياتى است كه باهم اختلاف دارند و اختلاف فراوان آنها منجر به تنافى و تعارض بينشان شده است . از طرفى بيشتر اين روايات ، اخبارى است كه اسناد آنها به تعدادى اندك منتهى مىشود ؛ آن هم كسانى كه علماى رجال هريك از آنان را ضعيف الحديث و فاسد المذهب ، و روايات آنان را غيرقابل پذيرش مىدانند و يا كسى كه كذاب و متهم بوده و روا نمىدانم حتى يك
--> ( 1 ) . أوثق الوسائل بشرح الرسائل ، ص 91 .